جذابیت و ابهام گفتمان انقلاب اسلامی در ذهن مردم!

{ 3- چرخه جمع آوری و ارسال اخبار و اطلاعات و دریافت خطوط کاری در این شبکه، در خلاصه ترین بیان ممکن با ابلاغ لیست نیازمندی‌های خبری و اطلاعاتی و نیز تحلیل‌های مهم و مبنایی، غالبا توسط شاخه خارج نشین انجام می‌شد.

سپس عملیات جمع آوری اخبار و اطلاعات و باز نشر و توزیع خطوط کاری و تحلیل‌ها، بین تعداد قابل توجهی از رسانه‌های همسو، توسط عوامل داخلی شبکه و عمدتا با سوء استفاده از مجاری و امکانات رسانه‌ای صورت می‌گرفت.

4- هسته مرکزی مستقر در لندن اخیرا علاوه بر فعالیت‌های به ظاهر رسانه‌ای و خبری، ماموریت تولید سوژه برای جریان سازی را نیز به عوامل داخلی ابلاغ کرده بود. این ماموریت در قالب اقدامات گوناگونی ابلاغ می‌شد.

به عنوان مثال هسته لندن اسامی برخی از عناصر رسانه‌ای و هنری مودرد نظر را به شاخه داخل ابلاغ می‌کرد و از آنها می‌خواست به چهره سازی، ترویج و تبلیغ آنها بپردازند.

عناصر داخلی موظف بودند با برگزاری گردهمایی هایی تحت عنوان تجلیل، بزرگداشت، میهمانی و تحویل هدایایی همچون سکه های طلا و و جوه نقد دریافتی از خارج، به جریان سازی خبری و یارگیری بپردازند. عکس این روند نیز در چارچوب تهاجم به برخی شخصیت ها یا پدیده ها ابلاغ و اجرا می شد.

5- وجود تشابه در ساختار و اهداف کلی و جزئی این شبکه با دو شبکه موسوم به "مستندسازان" و "دوبلورها" که ظرف یک سال گذشته مورد شناسایی و برخورد قانونی قرار گرفتند، بیانگر وجود اطاق فکر متمرکز و متصل به سرویس های اطلاعاتی بیگانه و استقرار قرارگاه عملیاتی برای طراحی، هماهنگی و اجرای "جنگ نرم دائمی" علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی می باشد.  }

اما در این بین بنگاه خبرپراکنی bbc ، به عنوان هسته مرکزی خط دهی به سایر رسانه های معاند معرفی شده است:

{ این شبکه که توسط سازمان عملیات روانی دولت انگلیس (موسوم به بی بی سی) با بهره برداری از تجارب مقطع فتنه 88 احداث و با همکاری چند دولت غربی اداره میشد، به دلیل چندلایه بودن، گستردگی، بهره‌برداری از ابزار و روش‌های خاص ارتباطی در ارسال اخبار و دریافت خطوط کاری از عوامل بیگانه، ماه‌ها تحت نظر و تعقیب سربازان گمنام امام زمان (عج) قرار داشت تا سرانجام با تکمیل چرخه شناسایی عوامل داخلی، عوامل مستقر در خارج از کشور، گردآوری اطلاعات و فراهم نمودن مستندات قضایی لازم، مورد اقدام قانونی قرار گرفت. }

{  اطلاعات بدست آمده حکایت از اداره تعدادی از شبکه‌های رادیویی، تلویزیونی، سایت‌های خبری ضد‌انقلاب و وابسته به عناصر فتنه‌ 88 توسط هسته مرکزی مستقر در ارگان عملیات روانی سازمان جاسوسی دولت انگلیس موسوم به (BBC ) دارد.

برخی از رسانه‌هایی که تاکنون ارتباط یا وابستگی آنها به هسته موصوف محرز شده است عبارتند از:

- ‌سایت‌های جرس، کلمه، ملی مذهبی، نوروز، ندای سبز آزادی، روز آنلاین، گذار، خودنویس و سحام‌نیوز.

-  ‌شبکه‌های رادیویی R.F.I فرانسه، دویچه وله(آلمان)، رادیو فردا (آمریکا)

-  ‌شبکه‌های تلویزیونی B.B.C (انگلیس)، V.O.A(آمریکا)، من و تو (انگلیس).  }

این بندها به راحتی تفکر ما را به سمت عمق پیچیدگی کار دشمن در جنگ نرم هدایت می کند. اما چیزی که در این نوشتار مدّنظر است ، بیان اهمیت مقالات موجود در سایت رسانه ای معاند بخصوص بی بی سی می باشد. این اهمیت آنجا مشخص می شود که در بیانیه دوم گفته می شود:

{  چرخه جمع آوری و ارسال اخبار و اطلاعات و دریافت خطوط کاری در این شبکه، در خلاصه ترین بیان ممکن با ابلاغ لیست نیازمندی‌های خبری و اطلاعاتی و نیز تحلیل‌های مهم و مبنایی، غالبا توسط شاخه خارج نشین انجام می‌شد.

سپس عملیات جمع آوری اخبار و اطلاعات و باز نشر و توزیع خطوط کاری و تحلیل‌ها، بین تعداد قابل توجهی از رسانه‌های همسو، توسط عوامل داخلی شبکه و عمدتا با سوء استفاده از مجاری و امکانات رسانه‌ای صورت می‌گرفت.  }

این بند به خوبی اهمیت مقالات رسانه های بیگانه و اینکه آن ها هدفمند روی نقاط خاصی برای ضربه زدن به جمهوری اسلامی دست می گذارند ، را بیان می کند. از این رو یکی از منابعی که برای پی بردن به نقاط ضعف در کشور و دغدغه های ذهنی مردم ، بدون دسترسی به سیستم های نظرسنجی آن چنانی! به سهولت در دسترس می باشد ، رصد دقیق مواضع هسته رسانه ای دشمن می باشد.

 

محتوای اصلی

خط دائمی دشمن در انتخابات ها ، نا امیدی مردم و کاهش مشارکت آنها در این همایش ملی بوده است. نکته ای که در انتخابات ریاست جمهوری کنونی مدنظر است ناکارآمد جلوه داده "کلی" دولت فعلی با ابزار "نقاط ضعف آن" و در کنارش القای سوار بودن "کامل" دولت نهم و دهم بر گفتمان انقلای اسلامی می باشد ، تا در این بین مخاطب ایرانی با ناامیدی از مشی عدالتخواهانه انقلابی ، بازگشت به تئوری های گذشته (یا تئوری های موهوم دیگر در اداره کشور) را در پیش گیرد. در اینجا بررسی مقاله اخیرا منتشر یافته در سایت شبکه بی بی سی را انجام می دهیم و در ادامه راهکار برون رفت مخاطب ایرانی از این ابهام را نیز بررسی می کنیم.

     

عنوان مقاله : انتخابات و تئوری های جذاب (لینک و تصویر زیر):

http://www.bbc.co.uk/blogs/persian/viewpoints/2013/04/post-513.html

 

 

نویسنده مقاله با تکیه بر نظر یکی از متفکران غربی در مورد تئوری های جذاب و مبهم ، سعی می کند سه واقعه (انقلاب اسلامی 57 ، دوم خرداد 76 و سوم تیر 84 ) را از منظر این نظریه بررسی کند.

در گفتار اول نویسنده نظریه را تشریح می کند:

{ دیویس معتقد است که نظریه هایی "جذاب" می شوند که در وهله اول، « بخشی» از - و نه تمامِ- فرضیه های قطعی و مورد قبول مخاطبان خود را درباره موضوعی که بدان می پردازند، رد کنند.

یکی از مهم ترین نکات موجود در این تحلیل این است که نظریه "جذاب" نه تنها نباید تمامی فرضیات صحیح انگاشته شده از سوی مخاطب را انکار کند و فقط بخش هایی از آن را باید مد نظر گرفته و دیگر قسمت ها را تایید کند، بلکه نظریه "جذاب" باید از یک "ابهام" سود ببرد و در سایه این ابهام موفق به جلب اقبال عمومی به این نظریه شود.

اگر یک نظریه اجتماعی تمامی فرضیات مورد قبول را انکار کند، مخاطب آن نظریه را پوچ، نامعقول و مضحک خواهد پنداشت.

هم چنین اگر نظریه ای اجتماعی به قدری شفافیت و خط کشی دقیق و واضحی از واقعیات داشته باشد و مخاطبان آن فقط دسته خاصی از مردم قرار بگیرند، آن نظریه احتمالا نمی تواند مورد اقبال عمومی قرار گرفته و "جذاب" شناخته شود.

ابهام موجود در یک نظریه "جذاب" باعث می شود که بسیاری از گروهها و افراد، آمال و آرزوهای خود را در عملی کردن آن نظریه ببینند و به نوعی نظریه را "مال خود کنند".

باید یادآوری کرد که نظریه "جذاب" از دید دیویس لزوما برابر با یک نظریه "خوب و درست" نیست، بلکه در برخی موارد ممکن است نظریه ای که حظی هم از صحت اجتماعی نبرده است مورد اقبال قرار گرفته و "جذاب" شود. }

در این مقاله انقلاب 57 که با شعارهای جذاب عدالتخواهانه روی کار آمد دارای ابهاماتی  در اجرای شعارها معرفی می شود که حتی خود حضرت امام نیز از مشی مدرنیته + اسلام عقب نشینی کرده و سیستم تک قطبی استبدادی را دنبال کرده است:

{ به عبارت خلاصه تر، نظریه سیاسی- اجتماعی جمهوری اسلامی نظریه ای "جذاب" بود. نتیجه این تئوری "جذاب" این بود که نه تنها شعارهای انقلاب ۵۷ به فراموشی سپرده شد و آزادی، حاکمیت قانون و شکسته شدن سیستم استبدادی به رویای مبارزان تبدیل شد، بلکه آقای خمینی پس از گذشت ۲-۳ سال از انقلاب معتقد بود که از ابتدا باید انقلابی عمل می کرده است و تمام قلم ها را باید می شکسته و احزاب را نابود می کرده و فقط یک حزب در کشور وجود می داشت و آن هم حزب الله بود.

کشتارهای وسیع، ترورهای داخلی و خارجی، زندان های مملو از منتقدین و مخالفین، فساد اقتصادی و سیاسی، شکل گیری دوباره استبداد و دیکتاتوری گوشه هایی از ویژگی های برآمده از تئوری "جذاب" جمهوری اسلامی است.  } 

همچنین در مورد سوم تیر 84 و انتخاب محمود احمدی نژاد به ریاست جمهوری که در آن تعبیر به احیای گفتمان انقلاب اسلامی می شد ، بیان می دارد:

{ سخن گفتن از مبارزه با مافیای پول و قدرت، مافیای نفت، آقازاده ها و مفسدین اقتصادی، و تشکیل یک دولت اسلامی و...، همگی شعارهای مبهمی بودند که هیچ وقت مشخص نشد که برنامه ی احمدی نژاد برای عملی کردن این شعارها چیست.

این ابهام و در ادامه ، این "جذابیت"، یکی از دلایل پیروزی احمدی نژاد بر هاشمی رفسنجانی شد. نتیجه ی دولت های نهم و دهم که مهمترین شعار آن عدالت بود، این شده است که نه تنها فقر و بیکاری کاهش پیدا نکرد، درآمدهای کلان نفتی تغییری در زندگی مردم ایجاد نکرد، بلکه تاریخی ترین اختلاس در این دولت ها اتفاق افتاد، فساد مالی دولت به حدی رسید که یاران احمدی نژاد زبان به انتقاد گشودند، ارزش پول ملی به شدت کاهش پیدا کرد و در یک کلام، سیاست های دولت که در راستای منویات آقای خامنه ای بود، کشور را بیش از پیش در بحران های متعدد فرو برد. }

نویسنده در پایان راه تفکیک نظریات جذاب و مبهم از ننظرات غیر مبهم در انتخابات ها را چنین بیان می کند:

{ باید از رویدادهای یاد شده در این نوشتار پند آموخت و گرفتار نظریه های "مبهم" اما "جذاب" نشد. داشتن برنامه مشخص و شفاف برای عملی کردن شعارها و راهکارها، از اصلی ترین سوال هایی است که باید مجدانه از کاندیداهای ریاست جمهوری یازدهم پرسیده شود.  }

از این تحلیل این گونه بر می آید که بی بی سی به این نتیجه رسیده است که ، جامعه ایرانی گفتمان احمدی نژاد ، امام و در کل گفتمان انقلاب اسلامی را تئوری های مبهمی می داند که حاصل اجرای آن ها "سیستم استبدادی" و "فساد اقتصادی" مذکور در مقاله است. 

جامعه ایرانی با این سوال مواجه می شود که گفتمانی که تا به حال این کارنامه را بر جای گذاشته آیا تمرکز روی شعارهای کاندیدای آن در انتخابات ، امری لازم می نماید.

 

اما آیا واقعا تئوری انقلاب اسلامی در مقام اجرا دارای ابهام است و اینکه کاندیداهای برآمده از آن بی برنامه و صرفا بر پایه احساسات مردم شعارهای عوام فریبی را بدون داشتن برنامه مطرح کرده می کنند؟

 

شاید بتوان گفت که بخشی از ابهام مدنظر بی بی سی در سیستم اداره کشور ناشی از ضعف در بهره برداری از علوم انسانی بر آمده از اسلام باشد که مثلا در حوزه اقتصاد مشکلاتی را ایجاد کرده است.

اما به طور کلی پاسخ ابهامات همواره توسط رهبر معظم انقلاب بیان شده و در این مورد خلاءی مشاهده نمی شود و به بیان ساده تر در این گفتمان بن بستی وجود ندارد.

این نکته ایست که به نظر می رسد در سخنان 1 فروردین مقام معظم رهبری نیز مورد توجه قرار گرفت:

{   این هم یک اشکال اساسی در خود ما است. اقتصاد ما دچار این اشکال است که وابسته‌ی به نفت است. ما باید اقتصاد خودمان را از نفت جدا کنیم؛ دولتهای ما در برنامه‌های اساسیِ خودشان این را بگنجانند. من هفده هجده سال قبل به دولتی که در آن زمان سر کار بود و به مسئولان گفتم  کاری کنید که ما هر وقت اراده کردیم، بتوانیم درِ چاههای نفت را ببندیم. آقایانِ به قول خودشان "تکنوکرات" لبخند انکار زدند که مگر میشود؟! بله، میشود؛ باید دنبال کرد، باید اقدام کرد، باید برنامه‌ریزی کرد. وقتی برنامه‌ی اقتصادی یک کشور به یک نقطه‌ی خاص متصل و وابسته باشد، دشمنان روی آن نقطه‌ی خاص تمرکز پیدا میکنند. بله، تحریمها اثر گذاشت، منتها نه آن اثری را که دشمن میخواست؛ که من حالا این مسئله را شرح خواهم داد. این در مورد کار اقتصادی بود.  }

همچنین در باب مبارزه با فساد اقتصادی نیز فرمان 8 ماده ایشان روشن کننده راه مبارزه با فساد است:

http://farsi.khamenei.ir/message-content?id=3062

اینها به تنهایی ثابت کننده وجود راهکار در جمهوری اسلامی برای گفتمان و دولت برخاسته از آن است ، اما چیزی را که روشن می کند عملی نشدن آن توسط کاندیداهای منتخب بوده است. به عبارتی در حوزه اقتصاد اجرا نشدن برنامه ای برای برون رفت از وابستگی به نفت را نمی توان اجرای گفتمان "روشن" انقلاب اسلامی نامید:

ضعف ما در اقتصاد، که به سختیِ معیشت گروه‌هائی از مردم منتهی شد، عبارت است از وابستگی به نفت ــ که عرض کردم این یکی از ضعفهای ما است ــ بی‌اعتنائی به سیاستهای کلان اقتصادی، و سیاستها و تصمیم‌گیری‌های پی‌در‌پیِ روزمرّه.  }

در مباحث انسان شناسی رشد جامعه انسانی  برای مقام خلیفه ا...ی و همچنین در مباحث دینی ارسال پیامبران با دو دلیل احیای آیین فراموش شده پیامبر قبلی و یا "آوردن آیین سطح بالاتر از آیین های گذشته" (به دنبال رشد جامعه انسانی برای پذیرش آن) مطرح است. این نکته ای است که در حوزه سیاست و انتخابات نیز مطرح است و انقلاب اسلامی مقدمه حرکت به سوی انتخاب کامل ترین کاندیدای اصلح می باشد. پس نباید انتظار داشت که در این 34 سال انتخابات ها همواره از جانب مردم منجر به انتخاب انسان کامل برای اجرا شود ، بلکه نیاز به رشد فکری مردم و همچنین کاندیداها دارد تا به مرور مناسب ترین شخص سر کار بیاید. گاهی اوقات ضعف در تفکر عموم مردم ، حتی خودداری از ورود کاندیداهای مناسب که بالفعل وجود دارند اما می دانند که با اقبال عمومی مواجه نمی شوند ، را منجر می شود. رهبر معظم انقلاب در مورد رشد کاندیداهای مورد نظر مردم بیان می دارد:

این را همه بدانند که آنچه ما برای رئیس‌جمهور آینده نیاز داریم، عبارت است از امتیازاتی که امروز وجود دارد، منهای ضعفهائی که وجود دارد. این را همه توجه کنند؛ رئیس‌جمهورِ هر دوره‌ای باید امتیازات کسبی و ممکن‌‌الحصول رئیس‌جمهور قبلی را داشته باشد، ضعفهای او را نداشته باشد.

... یعنی ما در سلسله‌‌ی دولتهائی که پشت سر هم می‌آیند، باید رو به پیشرفت باشیم، رو به تعالی و تکامل باشیم، تدریجاً بهترینهای خودمان را بفرستیم؛ هر کسی می‌آید، پایبند به انقلاب، پایبند به ارزشها، پایبند به منافع ملی، پایبند به نظام اسلامی، پایبند به عقل جمعی، پایبند به تدبیر باشد. اینجوری باید این کشور را اداره کرد. کشور، کشور بزرگی است؛ ملت، ملت باعظمتی است؛ مسائل تشویق کننده و مبشّر، فراوان است؛ مشکلات هم بر سر راه هر ملتی، و از جمله بر سر راه ما وجود دارد. آن کسانی که آماده‌ی این میدان میشوند، باید با کمال قوّت، با کمال قدرت، با توکل به خدا، با اعتماد به توانائی‌های این ملت پیش بروند. }

اما به نظر می رسد راهکار برون رفت از ابهام مورد اشاره بی بی سی که ظاهرا در اذهان ایجاد شده ، در سخنان مقام عظمای ولایت بدان اشاره شده است:

البته اقتصاد مسئله‌ی مهمی است که بنده در این چند سال پی‌در‌پی بر روی آن تکیه کرده‌ام، اما تنها مسئله هم مسئله‌ی اقتصاد نیست؛ امنیت کشور مهم است، سلامت مردم مهم است، پیشرفتهای علمی مهم است و اساس کار و زیربنای کار است ــ که اگر چنانچه در کشور علم پیشرفت کند، همه‌ی کارهای بعدی آسان خواهد شد ــ استقلال و عزت ملی برای کشور مهم است، زیردست نبودن یک ملت و ارباب نداشتن یک ملت مهم است، نفوذ و اقتدار منطقه‌ای یک ملت و یک کشور پشتوانه‌ی استقلال و امنیت کشور است و مهم است. در همه‌ی این موارد، ما پیشرفت داشتیم؛ هم در زمینه‌ی امنیت، هم در زمینه‌ی سلامت، هم در زمینه‌ی نفوذ بین‌المللی، هم در زمینه‌ی تسلط بر حوادث گوناگونی که بر کشور و بر منطقه جاری است.

ملت ما با پیشرفتها ثابت کرد که در سایه‌ی آمریکا زندگی نکردن، به معنای عقب‌افتادگی نیست؛ این نکته‌ی مهمی است. قدرتمندان عالم، استعمارگران ــ در روزی که استعمارِ مستقیم بود ــ و امروز آمریکا، میخواهند به ملتهای دنیا اثبات کنند که اگر میخواهید زندگی خوب داشته باشید و پیشرفت کنید، باید زیر سایه‌ی ما بیائید. ملت ایران اثبات کرد که این حرف دروغ است. ملت ما ثابت کرد که وابسته نبودن به آمریکا و قدرتهای بزرگ نه فقط موجب عقب‌افتادگی نیست، بلکه موجب پیشرفت است؛ دلیل واضح این است که شما این سی سالِ جمهوری اسلامی را مقایسه کنید با سی سالِ بعضی از کشورهائی که در سایه‌ی آمریکا زندگی کردند، دل خودشان را به سالی دو سه میلیارد دلار کمک آمریکا خوش کردند و تسلیم آمریکا شدند؛ ببینید آنها کجایند، ما کجائیم؟ هستند کشورهائی که خودشان را به دُم آمریکا بستند و دنباله‌روِ آمریکایند. سی سال تجربه در مقابل ما است. ببینید سی سالِ جمهوری اسلامی چگونه گذشته است و جمهوری اسلامی و ملت ایران از کجا به کجا رسیده است، آنها در چه وضعی هستند. هر کس این را مطالعه کند، خواهد فهمید که وابسته نبودن به قدرتهای بزرگ، برای یک ملت فرصت است، نه تهدید؛ و این فرصت را بحمدالله ملت ایران با قدرت خود، با شجاعت خود، با هوشمندیِ خود به دست آورده است. }

واقعیت آن است که بزرگنمایی مشکلات اقتصادی و سانسور هوشمندانه پیشرفت های سایر حوزه ها ، استراتژی مدنظر مراکز رسانه ای غرب از سال 91 تاکنون بوده است؛ واضح است که این تکنیک در ادامه تحریم های فلج کننده برای به تشنج کشیدن ایران اسلامی بوده است و حداقل حاصل مورد توجه آن برای غرب از رونق انداختن انتخابات بوده است که در این مقاله بی بی سی نیز به طور جالبی بدون اشاره به پیشرفت های ایران زیر سایه گفتمان انقلاب اسلامی (و نه زیر سایه آمریکا) در سایر حوزه ها ، به دنبال آن است.

 

خلاصه

بنابراین دو نکته از این نوشتار نتیجه می شود:

1. گفتمان انقلاب اسلامی تنها محدود به اقتصاد نیست و باید کارنامه اش را در تمام حوزه بررسی کرد.

2. نمره ضعیف برخی دولت ها در برخی حوزه ها نباید موجب بی اطمینانی ما به کاندیداهای حاضر با گفتمان انقلاب اسلامی شود ، بلکه پست ریاست جمهوری نیازمند طی نمودن روند تکاملی برای رسیدن به بهترین کاندیدا است.

بنابراین راهکار عملی برای جامعه ایرانی در این برهه :

1. امید آفرینی بین مردم با ذکر پیشرفتهای حوزه های غیر اقتصادی(هرچند که در این حوزه نیز پیشرفت های بزرگی داشته ایم)

2. بیان ضعف های ناشی گفتمان های غیر اسلامی که بعضا در برخی دولت ها و از جمله دولت کنونی وجود داشته است.

لینک فایل pdf این مطلب :

omidafarini.persiangig.com/document/Ebham%20Dar%20Gofteman.pdf

/ 1 نظر / 8 بازدید
حقدوست

[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل] سلام دوست گرامی. امیدوارم سالی مملو از موفقیت و پیروزی در پیش داشته باشید و در ادامه راه این وبلاگ و نیز زندگی موفق باشید. توصیه میکنم تا دیر نشده، و فرصت نگذشته، برای خواندن مطالب زیر تشریف بیاورید:(به دوستانتون هم اطلاع دهید) ********** [گل][گل][گل] «حرز شرف شمس»(دعایی که در روز 19 فروردین مینویسند برای در امان ماندن از بلاها و ...) [گل][گل][گل] و البته به همراه جملات خواندنی و احادیث زیبایی که این هفته تقدیم شما کرده‌‌ام. ********** توصیه می‌‌کنم حداقل بقیه مطالب «صفحه اول» و «صفحه دوم» را هم ببینید. (مخصوصا مطالب مربوط به دانستنیهای جنّ) امیدوارم تمام لحظات زندگی را شاد و خرّم باشید. [گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]